الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

79

الهيات در نهج البلاغه (فارسى)

آغاز دارد و حركت مادّه از سكون و تغيير و تبدّل آن بىابتدا نيست و چون خود مادّه به فرض قديم بودن آن ، نمىتواند سبب اين حركت باشد پس ناگزير سبب آن غيرمادّى است كه آن جز خدا نخواهد بود . و اگر مادّه را حادث فرض كنيم باز هم از سبب حدوث آن مىپرسيم كه آن هم غير از خدا نيست ، و اگر علل غير مادّى را متناهى فرض كنيم باز بنا بر همان ادلّهء بطلان تسلسل ، بطلان آن ثابت مىشود . امّا بطلان تسلسل . براى بطلان تسلسل ادلّهء عقليّه‌اى اقامه شده است كه از بعضى از آنها برمىآيد كه نتيجه‌اى كه شخص مادّى و ملحد مىخواهد از فرض تسلسل بگيرد ، گرفته نمىشود و بعضى از ادلّه ، نظر به اصل بطلان تسلسل علل دارد . امّا قسم اوّل ، از جمله بياناتش اين است كه غيرمتناهى فرض كردن حركات و تغييرات حادثه ، نمىتواند مانع از اثبات وجود خدا شود ، زيرا اين سلسلهء نامتناهى كه فرض اين است كه همه ، وجود بين‌العدمين و حادث و ممكن هستند ، محال است بىعلّت خارج از سلسله موجود شوند ، و اين مثل آن است كه گدايان و فقيرانى كه نفراتشان غيرمتناهى هستند ، از هم كسب مال و بىنيازى كنند « 1 » ، يا چراغهاى بسيار غيرمتناهىِ

--> ( 1 ) . چه نيكو گفته است شاعر : گدايى را گدايى ميهمان شد * گدا بهر گدا جوياى نان شد ز مسكينان ديگر نان طلب كرد * كفى نان از پىِ مهمان طلب كرد نشد كارش از آن بىمايگان راست * كه نتوان حاجت الّا از غنى خواست چه در وحدت ، چه اندر لاتناهى * دهد امكان به نفىِ خود گواهى تويى در وحدت جود و غنا پيش * جهان از تو غنىّ و بىتو درويش گدايان گر كم و گر بيش باشند * همه بىمايه و درويش باشند